روزگار کودکی یادش بخیر ! انگار همین دیروز بود ، هرچند که 33 سال از آن زمان میگذرد . کلاس دوم ابتدائی ، مدرسه وصال هشجین . پشت نیمکت های چوبی و کلاسی نیمه تاریک با پنجره ای چوبی . دوستانی فراموش نشدنی با مداد هایی که آنقدر تراش خورده بودند که اندازه انگشت کوچیکمان شده بودند و در آن اتاق نیمه تاریک ، پشت میز رنگ و رو رفته که برای پوشش خطوط سالمندیش نایلونی رنگی رویش کشیده بودیم و در کنار تخته سیاهی چوبی نیمه شکسته ، چهرهای می درخشید و با لبخندش همه فضا را جلا می داد .      خانم باهره خجسته فر که سالهای نخستین آموزگاریش بود آمده بود تا الفبای زندگی را به ما بیاموزد .اما امروز من در مجلس سوگش نشستم ، و تا مغز استخوانم سوختم . افسوس که هیچ موقع تا زنده هستیم عشق و دوستی ومحبت خود را در مقابل هم بروز نمی دهیم .از خداوند متعال برای ایشان علو درجات را آرزو مندم .                                                                                وحید صادقی هشجین